برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
دلْ شکسته
به مَحفلِ غریبِ من ، کسی گُذر نمی کند
بر این دلِ شکسته ام ، دَمی نظر نمی کند
غم آمده سراغِ من ، شکسته قامتِ مرا
کسی غم مرا دگر ، ز سر به در نمی کند
مزن تو مَرحَم شفا ، به زخمِ کُهنه دلم
که مَرحَمت بر این دلم ، دگر اثر نمی کند
شدم من عاشقِ رُخی ، که هوش برده از سرم
تبِ ز رَه رسیدنش ، مرا خبر نمی کند
دَمی که مست میشوم،به شوقِ وَصل رویِ او
دلم هَوَس بجز به او ، به کس دگر نمی کند
اگر بیاید او ز رَه ، رسد به دادِ این دلم
دلم دِگر بهانهٔ ، سفر به سر نمی کند .
شاعر معاصر : داوود جمشیدیان
پاییز ۱۳۹۶
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان
برچسب:
نویسنده: طاها حسینیان